تبليغاتX
من،تو،هیچکس :: و چیست راز زخم دل تو که این گونه تو را می آزارد؟
من،تو،هیچکس
و چیست راز زخم دل تو که این گونه تو را می آزارد؟

تا تو رو دارم هيچ وقت نبايد نا اميد بشم.اميدوارم که توبه همه رو بپذيري و از گناهشون در گذری

السلام علیک یا صاحب الزمان 

  آخرین پست وبلاگ

 

همیشه دعا میکنم خدا یا ظهور امام زمون رو نزدیک تر کن،اما یه بار به خودم گفتم :خوب حالا فرض کن امام الآن اومدن و جلوت وایسادن،خب حالا چی کار می خوای بکنی،یه دفعه پشتم لرزید،خودم رو تصور کردم،دیدم سرم رو انداختم پایین و اشک تو چشام جمع شد و شرمنده شدم و رفتم.

هیچ وقت سعی نکردم خودم رو اونجوری که امام دوست دارن آماده کنم،درست کنم،هیچ وقت سعی نکردم امام رو از خودم نرنجونم.به خودم گفتم برو هر وقت تونستی بیای و زل بزنی تو چشای امام بگی سلام من آماده ام ،برگرد

|+|
نوشته شده توسط یکی مثل هیچکس در و ساعت
 

خدایا رحم کن و به همه شکسته بالان صبر عنایت بفرما

بال های شکسته-جبران خلیل جبران

|+|
نوشته شده توسط یکی مثل هیچکس در و ساعت
عروسیت مبارک آبجی 

آبجی فاطمه عروسیت مبارک.

انشاالله خوشبخت بشین.

انشاالله به پای هم پیر بشین.

پ.ن :این دو تا گل خوشکل واسه تو و شوهرته.

|+|
نوشته شده توسط یکی مثل هیچکس در و ساعت
خدا نگهدارتون 
تموم شد.همه چی تموم شد.

حالا من میرم.

همین.

فقط ، فقط یه چیز ازتون می خوام:

واسه آبجیم دعا کنید،واسش دعا کنید کنار شوهرش خوشبخت بشن،دعا کنید عاقبت بخیر  بشن،دعاکنید که منو فراموش کنه تا بتونه راحت راحت زندگی کنه و فکر من هم اذیتش نکنه،تو رو خدا دعا کنید،سر نمازاتون،هر وقت با یاد خدا هستید،هروقت حال خوبی دارید،واسش دعا کنید همیشه سالم وسلامت باشه و کنار شوهرش یه زندگی آروم قشنگ رو شروع کنه.واسه آبجی فاطمه گلم دعا کنید.هرچی خوبه توی عالم واسش دعا کنید..ازتون خواهش می کنم.دعا کنید منو فراموش کنه.

~ دعاش کنید ~

 

« راز دل » یا همون « من،تو هیچکس » همین جا تموم میشه.هر خوبی و بدی ازش دیدید حلالش کنید.

خدانگه دار.

التماس دعا.

یا علی

|+|
نوشته شده توسط یکی مثل هیچکس در و ساعت

چون پاره سنگی عاشقم

به گنجشکی هراسان

و هر بار نومید برمی گردم به خاک

بر می گردم به خویش

جدا شده ای از نخ نگاهم

چون بادکنک ماه از تو دورم

دوره دوره دور

 

پ.ن:شمارش های معکوس مال قبلن بود که می خواستم بنویسم اما نمی شد.حالا نوشتم.

|+|
نوشته شده توسط یکی مثل هیچکس در و ساعت
آبجی بهم گفت:

سعی کن همه فکرت خدا باشه

اون موقع همیشه آرومی

اونقدر آروم که همه بهت غبطه می خورن

|+|
نوشته شده توسط یکی مثل هیچکس در و ساعت
در نفیر مولانا همه هستی

همه آفریدگان

مرد و زن

می نالند.

این فریاد،

فریاد یک تن نیست،

فریاد عالم هستی

در شوق ادراک حقیقت هستی است.

|+|
نوشته شده توسط یکی مثل هیچکس در و ساعت
چه لذتی داره تو بیابون بی کسیت

خودت رو با آتیش سکوت گرم کنی

فقط یادت نره وقتی خواستی بری

با فریادی آتیش رو خاموش کنی

|+|
نوشته شده توسط یکی مثل هیچکس در و ساعت
خوبیش اینه که آدم می دونه یه روز میمیره
|+|
نوشته شده توسط یکی مثل هیچکس در و ساعت
تو می روی

و من گریان

در گورستان تنهایی و بی کسی خود

دفن می شوم

|+|
نوشته شده توسط یکی مثل هیچکس در و ساعت
می دونی تنهایی رو دوست ندارم

اصلا دوست ندارم

من فقط می خوام تو پیشم باشی،کنارم باشی

من فقط تو رو می خوام که تنها نباشم.

اما وقتی تو نمی تونی پیشم بیای و منو از تنهایی دربیاری،

خوب مجبورم همین تنهایی بی تو رو دوست داشته باشم.

دیگه دوست ندارم غیر از تو کسی رو توی تنهاییام راه بدم

یا تو هستی پیشم و تنها نیستم

یا اگه نیستی

همین تنهایی نوش جونم

همین بی کسی نوش جونم

|+|
نوشته شده توسط یکی مثل هیچکس در و ساعت
یکی دل غمگین

یکی دل داغون

یکی چشمای گریون

یکی دل عاشق

یکی تن خسته

یکی منتظر توست

همون که تنها نشسته

 

یکی منتظر یار

یکی رفیق و دلدار

یکی که هوای آدم رو داره

اینا همش خوابه همش خیاله

 

یکی شبای خیس

یکی اشکایی که هیچکی اونا رو ندید

یکی که کارش از گریه گذشت و خندید

 

یکی دور

یکی نزدیک

مسئله اینجاست که کسی به کسی نرسید

 

یکی آرزوی محال

یکی کم میاره میگه بی خیال

یکی دنیاش خیلی تنگه

یکی همش داره با خودش می جنگه

یکی دنبال زندگی نیست،دنبال مرگه

 

یکی اشکی که آروم و قرار نداره

یکی اشکی که می خواد همش بباره

یکی چشمایی که دیگه خواب نداره

یکی دلی که آرزویی نداره

یکی که دیگه واسه زندگی کردن بهونه ای نداره

یکی من که واسه تو بی قرارم

یکی من که هی می گم دوسِت دارم

 

یکی من که تنها می مونم

واست همیشه آواز می خونم

یکی تو که دستام رو داره

یکی که واسم خیلی بی قراره

یکی من که میمیرم اگه نباشی

اگه یه لحظه ازم جداشی

یکی میگه زندگی بی تو نمی شه

یه لحظه سکوت واسه همیشه

|+|
نوشته شده توسط یکی مثل هیچکس در و ساعت
دخترک گریان بود~

با قامتی لاغر و نحیف~

مظطرب،خسته~

فریاد زد،کسی نگاهش را بر نگرداند~

گفت خودم را می کشم،اما همه خندیدند~

صدای جیغ آمد~

فکر کردند دخترک از چیزی ترسیده~

دخترک ساکت شد~

دیگر صدایی به گوش نمی رسید~

همه نگران شدند،برگشتند~

اما دیگر دیر شده بود~

چراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا؟!

|+|
نوشته شده توسط یکی مثل هیچکس در و ساعت
10 
درد/آه ~ سکوت میکنی

چرا گریه می کنی؟

طاقت ~ ندارم

درد/آه ~ گریه نکن

دستام ~ بگیرشون

گریه نکن،خواهش میکنم

طاقت ~ ندارم

خداجون کمکش کن

پ.ن:یادت باشه قول دادی اگه دوباره قلبت درد گرفت بری دکتر.

|+|
نوشته شده توسط یکی مثل هیچکس در و ساعت
بوی باران 
استاد شجریان
|+|
نوشته شده توسط یکی مثل هیچکس در و ساعت